السيد محمد محسن الطهراني

16

الأربعين في التراث الشيعي (اربعين در فرهنگ شيعه) (فارسى)

شعار افكندن : رسم و آئين طرح كردن ؛ و شعار ساختن : راه و رسم و علامت خود قرار دادن ، سنّت كردن . . . [ 1 ] از بيانات لغويّين و موارد استعمال اين كلمه مشخّص شد كه به خصوصيّات فرهنگى و آداب خاصّ يك ملّت كه آنانرا از ساير ملل و اقوام متمايز و شاخص مىسازد شعار گفته مىشود . شعار اسلام عبارتست از احكام و قوانين مدوّنه در اين دين حنيف كه مانند آن در ساير اديان وضع نشده است ؛ چنانچه شعار مكتب تشيّع پيروى از امام معصوم عليه السّلام و تسليم و تفويض اختيار و ارادهء خود به او و تمكين اراده و مشيّت او در تمام شوائب وجودى ، اعمّ از تكوين و تشريع مىباشد . كيان اقوام و ملل بر حفظ سنّت‌ها و شعارهاى آنان است بديهى است كه اقوام و ملل تا زمانيكه بر سنّت‌ها و شعارهاى خود پافشارى و اصرار ورزند هويّت فرهنگى آنها محفوظ مانده ، راه نفوذ دخالت فرهنگها و سيره و سنّت‌هاى ساير اقوام بر حريم و محدودهء اعتقادات و سلوك آنها بسته خواهد ماند ؛ و اگر بواسطهء اهمال و تسامح و تساهل مفتون و شيفته آداب و روش سايرين گردند ، ديرى نخواهد گذشت كه اثرى از هويّت و كيان آن ملّت باقى نمانده ، در آداب و رسوم اقوام ديگر ذوب و حلّ خواهد شد . البتّه پر واضح است كه هر ادب و سلوكى پسنديده و محمود نيست ؛ و اگر انسان آداب و سنّت‌هاى يك جامعه را نتواند در مضمار و موازين عقل و شرع قرار دهد ، بايد آن را ترك نموده از سنّت و روش

--> [ 1 ] - لغت نامهء دهخدا ، كلمه « شعار »